سوالات ادبیات 1 (فروردین 90)
|
سوالات درس:ادبیات(1) درس:فصل هشتم فروردین ماه نام ونام خانوادگی: آموزشگاه: | |
|
الف) بیت ها و عبارت های زیر را به فارسی روان برگردانید. 1-مدّتی بود که پیرمرد افتاده بود. 2-شوخ از خودباز کنیم. 3-از این همه رفت وآمد به تنگ آمده بود. 4-خانه ها از سینه ی خاک درآمده بودند. 5-مردپارسی دست تنگ بود ووسعتی نداشت که حال مرا مرمّتی کند. 6-تا چون بر رُقعه ی من اطّلاع یابد قیاس کندکه مرا اهلیّت چیست. 7-ازبرهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم وسه ماه بودکه موی سر باز نکرده بودیم.
8-مارا به اِنعام و اکرام به راه دریا گسیل کرد،چنان که در فَراغ به پارس رسیدیم. |
25/0 25/0 25/0 25/0 75/0 75/0 1
1 |
|
ب) معنی لغت های مشخص شده را بنویسید. 1- هرکه در مَسلَخ گرمابه بود،همه برپای خاسته بودند. 2- شندرغازی از وزارت فرهنگ می گرفت. 3- هریک لُنگی کهنه پوشیده بودیم. 4- پرندگان از مواهب طبیعت برخوردار می شوند. 5- در این سفرهای هرساله به جست و جوی تسلّایی می رفت. 6- در چنان بیغوله ای آشنایی غنیمتی بود.
|
5/1 نمره |
|
پ) خودآزمایی: 1- معادل امروزی اصطلاحات را بنویسید. برنشین( ) در رویم( ) 2- چرا علیرضا قزوه نام سفرنامه ی خود را «پرستو در قاف»گذاشته است؟
3- حرف «ک» در خُرجینک به چه معنی است؟نمونه ی دیگری از این کاربرد رابنویسید. 4-جمله ی«می خواهم بحر را در کوزه ای بریزم.» یعنی چه؟ |
5/0 5/0
5/0 5/0
|
|
ت)تاریخ ادبیات ودانش های ادبی: 1- در عبارت:«کم کم شهری سپیدپوش به استقبالمان می آید و من چه قدر دوست دارم بقیع را ببینم.» کدام آرایه ی ادبی دیده می شود؟ 2- فرق حسب حال با زندگی نامه چیست؟
3- سفر نامه ی ناصرخسرو شامل چه مطالبی است؟ |
25/0
5/0
75/0
|
|
«ادامه ی سوالات درصفحه ی دوم» |
|
|
«صفحه ی دوم» |
|
|
ث) درک مطلب: 1- متن زیر را بخوانید وبه سوالات پاسخ دهید. «بار اول که پیرمرد را دیدم در کنگره ی نویسندگانی بود که خانه ی فرهنگ شوروی در تهران علم کرده بود. دیگر شعرا کاری به کار او نداشتند.من هم که شاعر نبودم وعلاوه بر آن،جوانکی بودم وتوی جماعت بُرخورده بودم. به همین طریق بود که دست آخر با حقارت زندگی هامان اُخت شد.هم چون مروارید در دلِ صدف کج و کوله ای سال ها بسته ماند.» الف)منظور نویسنده از«پیرمرد» کیست؟ ب) «علم کرده بود.» به چه معناست؟ پ) «توی جماعت بُرخورده بودم.» یعنی چه؟ ت)نویسنده ی این متن کیست؟ ومنظور او از جمله ی:« هم چون مروارید در دلِ صدف کج و کوله ای سال ها بسته ماند.» چیست؟ 2- با توجه به جمله ی:«تحصیل باید با فَراغ بال و تأنّی باشد.»،به نظر هلن کلر تحصیل چگونه باید باشد؟
3- مقصود از«خورشید علم» دراین عبارت کیست؟« در قبرستان بقیع،آن سنگ سومی، قبر خورشید علم است.» 4- در جمله ی زیر، مفهوم قسمت مشخص چیست؟ «در چشم او که خود چشم زمانه ی ما بود،آرامشی بود.»
|
5/0 5/0 5/0
1 5/0
5/0
1 |
|
ج) حفظ شعر: 1- تورا من چشم در راهم شباهنگام / که می گیرند در شاخِ تلاجن .............. رنگ ....................... 2- در آن نوبت که بندد دست .............. به پای سرو کوهی دام/ گَرَم یادآوری یا نه،من از ............نمی کاهم |
5/0 5/0 |
|
« شادو سربلند یاشید » جمع نمره |
15 |
|
|
|