دو بیتیهای پیوسته در سوگ سید الشهداء علیه السلام
شبهای درد و ماتم اندیشه ای بپرور اندیشه ای که باشد در بحر خون شناور
صحرای غم چه گویدهرلحظه بادل من فرزنداحمداست این درخاک وخون سخنور
***************
دلها اگر غمینند سرها اگر فکنده از بوستان زهرا تازه گلی شکسته
شش ماهه اصغر طفل نالان و بیقرار است دست پدر برایش آرامشی خریده
***************
وا احمدا بگوید زینب به اشک و ناله از کفر و از ستیز دوران کند گلایه
آیا شود دوباره رخسار او ببینم ؟ عرش آن زمان نشسته در سوگ آن یگانه
***************
21آذر 1390 برابر با 16 محرم 1433
موحدی _ گنبد کاووس
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 18:28 توسط داود یازرلو
|